رساله تغییرات (۱)
اصولا تعریف و بازتعریف مفاهیم تعریف شده، از معمولترین سرگرمیهای جامعه ایرانی است. برپایه همین سرگرمی بود که رساله تعریفات عبید زاکانی و دایرهالمعارف ستون پنجم ابراهیم نبوی تالیف شد. اما فکر کنم سابقه نداشته باشه که کسی مفاهیم مختلف یک واژه در زمانهای مختلف رو یکجا جمع کرده باشه، دقیقا به همین دلیل تصمیم گرفتم که یک کار بیسابقه رو شروع کنم. در ذیل تعریف واژه «بدشانسی» رو میخونید. البته بخشی از این تعریف مقداری خصوصی شده که شما به عمومیت خودتون ببخشید.
بدشانسی یعنی:
دو سال قبل: بعد از کلی درس خوندن واسه کنکور، مهندسی متالوژی قبول بشی، هرکی از دور ببیندت بگه: به به! بچههای مواد!
یک سال و نیم قبل: ۱۳ روز مونده به سفر حج، پات همین جور الکی بشکنه و بره تو گچ.
دقیقا یک سال قبل: عصر پنجشنبه، واسه خرید بری ولیعصر، اما همه مغازهها بسته باشن، حدفاصل ولیعصر و فاطمی هم کلا ۵ نفر پیدا نشن. بعد سر فاطمی پلیس ضدشورش به دلیل مظنون بودن به شرکت در تظاهرات فتنهانگیز، دستگیرت بکنه.
۲ ساعت بعد از مورد قبلی: به جرم داشتن عکس قائم مقام امام و نخستوزیر امام و رئیس جمهور پیشین مملکت، در مملکتی که حتی بازجویی با چشمان بسته در اون جرم هست، چه برسه به استعمال باتوم و شوکر در حین بازجویی، با چمان بسته همه جای بدنت درد بگیره، تازه بازجو شاکی بشه که حرفات متناقض هستش!
۳۵۵ روز قبل: دخترخالهات رو تو میدون ونک آزاد کنن، شوهرش رو حوالی تهرانپارس، اما تو رو وسط جنگلهای شرق تهران ول کنن، جوری که ۳۰ دقیقه راه بری تا به آثار تمدن انسانی برسی.
.
..
...
چندین ماه قبل: نخست وزیر سابق مملکت باشی، اما هیچ کدوم از حکومتیها چشم دیدنت رو نداشته باشن، بسیج هم دم به دقیقه جلوی خونت مانور اقتدار بگذاره، بعد نیک آهنگ کوثر سوژهاش برای کاریکاتور کشیدن تموم بشه و رو دست مازیار بیژنی بلند بشه و شروع کنه به مسخره کردن حرفها و بیانیهها و صحبتها و ناگفتهها و نقاشیها و.... شما، بعد رجانیوز تیتر بزنه: «تمسخر موسوی توسط حامی موسوی»
یک هفته قبل: رئیس ستاد انتخاباتی موسوی در بابل باشی، دستگیر کنن و تو پروندهات بنویسن: «در تفتیش منزل متهم، چند حلقه فیلم شیطان پرستی یافت شد.» بعد معلوم بشه این فیلمها، سری فیلمهای هریپاتر بودن.
امروز: نوهی امام باشی، ولی بهت بگن نواده روحالله سیدحسن نصرالله. همسر نایب رئیس مجلس باشی، اما شوهرت واسه دور بعدی انتخابات رد صلاحیت بشه. زن داداش رئیسجمهور مملکت باشی، اما برادر شوهرت ۴ سال بعد بشه ضلع سوم فتنه. عکس وزیر اسبق امور خارجه مملکت رو بگذاری رو وال فیسبوکت و به دست راست پدربزرگت بگی «پدر معنوی»، بعد رجا و جهان و جوان و فارس، تیتر بزنن: «زهرا اشراقی، همسر رضا خاتمی، ابراهیم یزدی را پدر معنوی خود خواند.»
نتیجه اخلاقی- مورفی: لبخند بزن، فردا روز بدتری است.
پی نوشت۱: امروز، بدلیل مسايل مطروحه در مطلب فوق، اصلا حال و حوصله طنز نوشتن نداشتم، اما از اونجایی که میخوام برای طنز نویسی در بدترین حالت تمرین کنم، این مطلب رو نوشتم. البته چشم و هم چشمی با بردار عزیز، امیر خان سمیعیان هم بی تاثیر نبود.
پی نوشت ۲: وبلاگ دیگر من بروز شد، از اینجـــــــــــا به اونجا برید، بعد برگردید پی نوشت ۳ رو بخونید
پی نوشت ۳: این شعر زیبا از جناب رحیم رسولی رو داشته باشید، یه گوشهای بگذارید یا اگر تونستید حفظش کنید. انشالله که لازم نمیشه، ولی برای اعتراف کردن شدیدا مناسب هستش. من خودم اینکارم، حرف بیخود نمیزنم. این شعر رو در ادامه مطلب بخونید.
ادامه مطلب




